تبليغاتX
می خوام آدم باشم یعنی میشه ؟!

می خوام آدم باشم یعنی میشه ؟!

حرفه دل
سقوط

سامیلیکم

خیلی وقته دارم از تغییر میگم

که آره محسنم داره خودشو عوض می کنه ولی خداوکیلی خیلی سخته

هربار یه چیزی میشه که نمیذاره میره رو اعصاب که مخم نمیکشه

یه چیزی فقط آرومم می کنه بازم مثله همیشه آهنگو..... آهنگو..... آهنگ.....

ولی دارم کاری می کنم که به خودم هم ثابت کنم خودمو دوست دارم یه خورده خودمو محروم کردم از یه سری چیزا تا این قضیه حل شه و راحت شم و اون درد کهنه رو واسه همیشه از بین ببرم و به قول خودم روشو کم کنم

این روزا یه آهنگ داریوش بد جوری رفته تو مخم..خیلی بهم حال میده..غمناکه ولی آرامش بخشه و یه جورایی حرفه دله......

 

وقتی که گل در نمیاد
سواری اینور نمیاد
کوه و بیابون چی چیه

وقتی که بارون نمیاد
ابر زمستون نمیاد
این همه ناودون چی چیه

حالا تو دست بی صدا
دشنه ی ما شعر و غزل
قصه ی مرگ عاطفه
خوابای خوب بغل بغل

انگار با هم غریبه ایم
خوبیه ما دشمنیه
کاش من و تو می فهمیدیم
اومدنی رفتنیه

تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود

کسی حرف منو انگار نمی فهمه (واقعا هم کسی نمی فهمه)
مرده زنده , خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییمو از من نمی دزده
درده ما رو در و دیوار نمی فهمه

واسه ی تنهاییه خودم دلم می سوزه
قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه

سقوط من در خودمه
سقوط ما مثل منه
مرگ روزای بچگی
از روز به شب رسیدنه

دشمنیا مصیبته
سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته
مصیبته حقیقته
حقیقته حقیقته

تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود

 

برای گوش کردن به آهنگ اینجا رو کلیک کنین

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/29ساعت19:19توسط محسن مارمولک |
روزگار
این روزا بازم قاطیم اصلا حس و حال هیچ کاریو ندارم با این مسائلی که پیش اومده هنوز نتونستم کنار بیام خیلی خرابم خیلی

 

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

برای گم کردن خویش
رها شدن از کم و بیش
برای در خود گم شدن
جدا از این مردم شدن

بهانه ی گریه می خوام
بهانه ی فریاد زدن
بیا تو باش ای مهربان
بهانه ی گریه ی من

از من دیگه هیچی نمونده
یه قصه ام صد باره خونده
امروز هوا هوای گریه س
گونه هامو بارون پوشونده

ابر غمم بارون نمی شه
درد سکوت درمون نمی شه
بخون برام از پشت شیشه
درد سکوت درمون نمی شه


 

+نوشته شده در جمعه 1388/05/02ساعت9:36توسط محسن مارمولک |