این روزا خیلی خوب شده بودم..خیلی هم یه چیزی اون ور تر
اینقده انرژی داشتم که نگو![]()
ولی سره یه قضیه توقع بیجا از یه نفر یه خورده باز سگ شدم اونم باز به خودم گیر دادم فعلا حل شد![]()
ولی الان یکم دلتنگم اونو نمیدونم باید برم ببینم چیه ![]()
راستی سالگرد وبلاگمه ها
مبارکهههههههههههههههههههههههههههه
اون اولش مژی و انسیه گیر دادن وب بساز ما هم ساختیم حالا هم از همه تشکر می کنم واسه اینکه منو کمک کردن واسه درست کردن وب از کد آهنگ گرفته تا قالب وبلاگ و.........
در کل چاکریم
یه خواهش هم دارم اونم اینه که یه سر به مطالب قبلی بزنین و بگین از کدومش خوشتون اومده![]()
این چند روزه یعنی بهتره بگم از بعد از تولدم اصلا حالم جالب نیست خودم هم نمیدونم چمه ولی ماله خودم نیستم آهنگ که گوش میدم یکم آروم میشم
ولی خوب نمیشم. اون درد کهنه هم هر چند وقت یه بار میاد سراغم بعضی وقتا درد شیرینی میشه و منو یاد یه چیزایی میندازه که واسم خیلی عزیز بودن و بعضی وقتا دردش منو تا سر حد مرگ میبره درست بشو که نیست فقط میشه تسکینش داد.
تو این چند هفته طرف* باز اومده بعد از یه سال نمیدونم دنبال چیه دست بردار هم نیست ....آخه یکی بهش بگه دختره.............یه سال گذشت من فراموشت کردم دیگه چی می خوای از جون من برو دیگه میذاری تنها بمونم یا نه؟!.
بالاخره تکلیف کارم هم مشخص شد و از بلا تکلیفی در اومدم الهی شکرت![]()
این آپ یه ذره از حرفایه دلم بود که زدم همینو بس![]()



