تبليغاتX
می خوام آدم باشم یعنی میشه ؟!

می خوام آدم باشم یعنی میشه ؟!

حرفه دل
تغییرات
بالاخره یه کارایی کردم....یه سری تغییرات رو خودم انجام دادم.....خداییش خیلی سخته تلفات زیادی دادم تا تونستم این تغییرات و انجام بدم....اون دیوارایی که دورم بود و خراب کردم و هنوز خیلی مونده تا به اون ایده آل خودم برسم....خیلی باید کار کنم..توکل به خدا میرم جلو.هرچی پیش آید خوش آید

این روزا خیلی خوب شده بودم..خیلی هم یه چیزی اون ور تر اینقده انرژی داشتم که نگوولی سره یه قضیه توقع بیجا از یه نفر یه خورده باز سگ شدم اونم باز به خودم گیر دادم فعلا حل شد

ولی الان یکم دلتنگم اونو نمیدونم باید برم ببینم چیه

راستی سالگرد وبلاگمه ها مبارکهههههههههههههههههههههههههههه

اون اولش مژی و انسیه گیر دادن وب بساز ما هم ساختیم حالا هم از همه تشکر می کنم واسه اینکه منو کمک کردن واسه درست کردن وب از کد آهنگ گرفته تا قالب وبلاگ و.........

در کل چاکریمیه خواهش هم دارم اونم اینه که یه سر به مطالب قبلی بزنین و بگین از کدومش خوشتون اومده

+نوشته شده در جمعه 1388/02/25ساعت11:23توسط محسن مارمولک |
یه خورده حرف
امروز خیلی خسته بودم اصلا حال نداشتم از سره کار که اومدم خونه دیدم باز پشت کامپیوتر نشسته رفتم لباسمو عوض کردم دمه در نشستم.خیلی وقت بود دمه در نشسته بودم یکم مخم هوا خورد به اینور اونور نیگا میکردم یاد دوران بچگیم افتادم .اون دعواها دیوونه بازیا فوتبال هووووووووووووو چه حالی میداد یادشون بخیر عمرمون هم الکی گذشت .

این چند روزه یعنی بهتره بگم از بعد از تولدم اصلا حالم جالب نیست خودم هم نمیدونم چمه ولی ماله خودم نیستم آهنگ که گوش میدم یکم آروم میشم ولی خوب نمیشم. اون درد کهنه هم هر چند وقت یه بار میاد سراغم بعضی وقتا درد شیرینی میشه و منو یاد یه چیزایی میندازه که واسم خیلی عزیز بودن و بعضی وقتا دردش منو تا سر حد مرگ میبره درست بشو که نیست فقط میشه تسکینش داد.

تو این چند هفته طرف* باز اومده بعد از یه سال نمیدونم دنبال چیه دست بردار هم نیست ....آخه یکی بهش بگه دختره.............یه سال گذشت من فراموشت کردم دیگه چی می خوای از جون من برو دیگه میذاری تنها بمونم یا نه؟!.

بالاخره تکلیف کارم هم مشخص شد و از بلا تکلیفی در اومدم الهی شکرت

این آپ یه ذره از حرفایه دلم بود که زدم همینو بس

 

1

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/03ساعت22:20توسط محسن مارمولک |