تبليغاتX
می خوام آدم باشم یعنی میشه ؟!

می خوام آدم باشم یعنی میشه ؟!

حرفه دل
پاشو کاری کن !
روزای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه دلا پاییزه
بارون قحطی از ابر میریزه
همه عزادار سر به گریبون
مردا سر دار زنا تو زندون
انگار که شبه هر روز هفته
از هر خونه ای عزیزی رفته
همه با هم قهر همه از هم دور
روزا مثل شب شبا سوت و کور
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم کابوس می بینیم
از زمین دوریم از زمان جدا
حتی نمییام بیاد خدا
نوبت میگیریم گیج و بی هدف
واسه مردن هم باید رفت تو صف
روزا و شبا اینجور میگذرن
هرجا که میخوان مارو میبرن
آخه تا به کی آروم بشینیم
حسرت بکشیم گریه ببینیم
ای زن تنها مرد آواره
وطن دل توست شده صدپاره

پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش
+نوشته شده در یکشنبه 1388/04/07ساعت21:48توسط محسن مارمولک |
به کجا داریم میریم ؟!
چند روز پیش خونه بودم.حوصلم خیلی سررفته بود.اومدم پشت کامپیوتر نشستم یکم بازی کردم دیدم....نه..حال نمیده برم نت.رفتم نت و سایت هایی که همیشه سر میزدم سر زدم و دیدم خیلی خلوته و چیزه خاصی نداره. دوستام هم تو نت نبودن تا شدیدا بی حوصله بشم که یهو گفتم برم تو چت روما ببینم چه خبره ؟

تو یکی از رومها وارد شدم و همینجوری بدون اینکه به کسی پی ام بدم همونجا بودم که یهو یه دختر تو صفحه روم نوشت :( شارژ ایرانسل میگیرم وب سکس میدم) منم متعجب نگاه کردم !

تو همون روم بودم که یه دختر پی ام داد سلام و علیک کردیم که گفت وب بدم گفتم بده وب که داد دیگه شرمم شد  سریع بستم نذاشتم یه کلمه حرف بزنه ایگنورش کردم

یعنی چی آخه؟ از کی تاحالا این جوری شده من بی خبرم؟. یعنی چی آخه؟ یعنی یه دختر واسه خودش ارزش قائل نیست که به خاطره چندرغاز پول یا شارژ بدنشو به این و اون نشون بده؟ به کجا داریم میریم ما؟! چی بگم فقط می تونم بگم متاسفم !

چرا پسرا این قدر با زیبایی اهمیت میدن من نمیگم زیبایی بده ولی وجود دختر اخلاقیاتش خیلی مهمتره من که خودم حالا حالاها خبری نیست ولی مهمترین معیارم واسه طرف مقابلم شخصیت-انسانیت-اخلاق-کردار و وجودشه و در یک کلام آدم باشه

 

جَوونی دُرون داره

خوشگلی پایون داره

بهار گیسوی تو

یه روز زمستون داره

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/21ساعت21:58توسط محسن مارمولک |
مواد......
اعتیاد به مواد مخدر....از کجا شروع میشه به نظرت....؟ خیلی دلیل داره این مصرف مواد..یکی از دلالیش که شاید برای بعضی ها تعجب آور باشه رابطه جنسی یا همون س.ک.س هستش .چیه ؟! راست میگم خیلی ها به همین دلیل معتاد شدن .میگی چرا واسه این که ۲ دقیقه خیر سرش لذت بیشتر ببره مواد مصرف می کنه ولی به چه قیمتی؟؟؟ به قیمت این که دیگه سالم نباشه.معتاد بشه.اولش تفریحی شروع میشه ولی تا چشم باز می کنی میبینی ای دل غافل همش تو زنگ تفریح هستی که یکی از دلایل اعتیاد   نداشتن اعتماد به نفسِ.طرف واسه این که جلوی دوستاش کم نیاره و بگه آره منم بزرگ شدم مواد میکشم تا پیش دوستام کم نیارم ولی باز اینم به چه قیمتی؟!

چرا جلوی این همه مواد فروش رو نمیگیرن؟به خدا می تونن ولی نمی خوان.من خودم با چشمای خودم دیدم یاور کاسبِ جلوی مامور داره مواد می فروشه.مامور هم یه پولی میگیره و میره به همین راحتی.خدارو خوش میاد زندگی هزاران نفرو بهم ریخت واسه چندرقاز پول؟ خیلی دلگیرم از این مملکت واسه این کاراش.عوض اینکه جوان های مملکتمون واسه موفقیتشون تلاش کنن میرن طرف اعتیاد

خدایا خودت به راه راست هدایتمون کن !

انگار تموم دنیا بستست به تاره مویی                       برای این زمونه نمونده آبرویی

 

اعتیاد

+نوشته شده در جمعه 1388/03/01ساعت10:49توسط محسن مارمولک |
تغییرات
بالاخره یه کارایی کردم....یه سری تغییرات رو خودم انجام دادم.....خداییش خیلی سخته تلفات زیادی دادم تا تونستم این تغییرات و انجام بدم....اون دیوارایی که دورم بود و خراب کردم و هنوز خیلی مونده تا به اون ایده آل خودم برسم....خیلی باید کار کنم..توکل به خدا میرم جلو.هرچی پیش آید خوش آید

این روزا خیلی خوب شده بودم..خیلی هم یه چیزی اون ور تر اینقده انرژی داشتم که نگوولی سره یه قضیه توقع بیجا از یه نفر یه خورده باز سگ شدم اونم باز به خودم گیر دادم فعلا حل شد

ولی الان یکم دلتنگم اونو نمیدونم باید برم ببینم چیه

راستی سالگرد وبلاگمه ها مبارکهههههههههههههههههههههههههههه

اون اولش مژی و انسیه گیر دادن وب بساز ما هم ساختیم حالا هم از همه تشکر می کنم واسه اینکه منو کمک کردن واسه درست کردن وب از کد آهنگ گرفته تا قالب وبلاگ و.........

در کل چاکریمیه خواهش هم دارم اونم اینه که یه سر به مطالب قبلی بزنین و بگین از کدومش خوشتون اومده

+نوشته شده در جمعه 1388/02/25ساعت11:23توسط محسن مارمولک |
یه خورده حرف
امروز خیلی خسته بودم اصلا حال نداشتم از سره کار که اومدم خونه دیدم باز پشت کامپیوتر نشسته رفتم لباسمو عوض کردم دمه در نشستم.خیلی وقت بود دمه در نشسته بودم یکم مخم هوا خورد به اینور اونور نیگا میکردم یاد دوران بچگیم افتادم .اون دعواها دیوونه بازیا فوتبال هووووووووووووو چه حالی میداد یادشون بخیر عمرمون هم الکی گذشت .

این چند روزه یعنی بهتره بگم از بعد از تولدم اصلا حالم جالب نیست خودم هم نمیدونم چمه ولی ماله خودم نیستم آهنگ که گوش میدم یکم آروم میشم ولی خوب نمیشم. اون درد کهنه هم هر چند وقت یه بار میاد سراغم بعضی وقتا درد شیرینی میشه و منو یاد یه چیزایی میندازه که واسم خیلی عزیز بودن و بعضی وقتا دردش منو تا سر حد مرگ میبره درست بشو که نیست فقط میشه تسکینش داد.

تو این چند هفته طرف* باز اومده بعد از یه سال نمیدونم دنبال چیه دست بردار هم نیست ....آخه یکی بهش بگه دختره.............یه سال گذشت من فراموشت کردم دیگه چی می خوای از جون من برو دیگه میذاری تنها بمونم یا نه؟!.

بالاخره تکلیف کارم هم مشخص شد و از بلا تکلیفی در اومدم الهی شکرت

این آپ یه ذره از حرفایه دلم بود که زدم همینو بس

 

1

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/03ساعت22:20توسط محسن مارمولک |
........
نمیدونم چی بگم یه خورده از دسته خودم ناراحتم

دوست نداشتم دوباره آپ غمناک داشته باشم ولی خوب نشد دیگه

 

من و تو با لب تشنه تن خسته
لب يک چشمه رسيديم
پيش رومون آب زمزم
سوختيم اما قطره ای هم نچشيديم

من هميشه با تو از روزای آفتابی می گفتم
بهترين ترانه رو با صدای تو می شنفتم
تک سوار تو رسيده
در بيا از کوه سپيده
کی به جز من
برات از عاشقی گفته
کی به جز من
همه حرفاتو شنفته
دلتو بزن به دريا
بگذر از طلوع فردا
سفر ما از غروب تا به غروبه
اولين همسفرم اهل جنوبه

عاشقيم ما عاشق
تنهايی تلخ شبونه
عاشقيم ما عاشق
اشکای گرم عاشقونه



شبم از حادثه زخمی
رنگ لاله صبح صادق
همه ی آدمای دنيا بسيجن

 

دشمنانه واسه فتح قلب عاشق
رنگ آفتاب هم پريده
آخرين لحظه رسيده
سهم ما همينه که جدا بمونيم
پر فرياد اما بی صدا بمونيم

+نوشته شده در جمعه 1388/01/14ساعت12:54توسط محسن مارمولک |
تنهایی شاید یه راهه

این شعرو تقدیم میکنم به روح خودم

 

اون ور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به دامن
اون ور روزای تاریک
پشت اين شبای روشن

برای باور بودن
جایی باید باشه شاید
برای لمس تن عشق
کسی باید باشه باید

که سر خستگیاتو
به روی سینه بگیره
برای دلواپسی هات
واسه سادگیت بمیره


حرف تنهایی قدیمی
اما تلخ و سینه سوزه
اولین و آخرین حرف
حرف هر روز و هنوزه

تنهایی شاید یه راهه
راهیه تا بی نهایت
قصه ی همیشه تکرار
هجرت و هجرت و هجرت


اما تو این راه که همراه
جز هجوم خار و خس نیست

 

کسی شاید باشه شاید
کسی که دستاش قفس نیست

زندون تن و رها کن
ای پرنده پر بگیر

+نوشته شده در شنبه 1388/01/01ساعت10:23توسط محسن مارمولک |
صاف کردن دلها
سلااااااااااااااااااااااااااام

چطور مطورین

خوفین؟

عیدتون مبارک

انشالله که سال خوفی داشته باشین و سال پر برکتی براتون باشه

خلاصه اگه کسیو ناراحت کردم معذرت می خوام

 

چاکریم

+نوشته شده در شنبه 1388/01/01ساعت10:20توسط محسن مارمولک |
بازم تفسیر آهنگ
سلام

خوفین دوستان؟

خوب بریم سر اصل مطلب

چند روز پیش باز دلم گرفته بود و به قول یکی از بروبکس غم و غصه هام آپ دیت شده بود

همیجوری پشت کامپیوتر نشسته بودم هی آهنگ غم انگیز گوش میدادم که

خواستم برم یه آهنگ دیگه بذارم چشمم خورد به معین

همینجوری گوش می کردم که رسیدم به آهنگ *گذشته*

خیلی پر معنی و پر محتوا بودخیلی حال کردم

من هم که مثل همیشه میرم تو معنی شعر و با اون حال می کنم

میگه= مخور غم گذشته  یا یه جاش میگه گذشته بر نگشته

 

درکل خیلی باهاش حال کردم

و در آخر چاکریم

 

==========================================================

 

مخور غم گذشته
گذشته ها گذشته
هرگز به غصه خوردن
گذشته برنگشته
به فکر آینده باش
دلشاد و سر زنده باش
به انتظار طلعت خورشید تابنده باش

عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن




قسمت تو همین بوده
که بر سرت گذشته
نکن گلایه از فلک
این کار سرنوشته


زندگی شاد است ,غمگینش مکن
با غمه بیهوده تو سنگینش مکن
قلبه چون آیینه ات را صاف کن
با دو رنگیها تو رنگینش مکن


عمر گران می گذرد
خواهی نخواهی
سعی بر آن کن نرود رو به تباهی
مطلب دل را طلب از سوی خدا کن

 

زان که بود رحمت او، لایتناهی

اگه خواستی این آهنگو گوش کنی اینجا رو کلیک کن

+نوشته شده در جمعه 1387/12/09ساعت14:30توسط محسن مارمولک |
2000
سلام

امروز می خوام یکم حرف بزنم راجع به اهنگ سال ۲۰۰۰ داریوش

یادمه بچه که بودم وقتی هنوز سال ۲۰۰۰ نیومده بود

وقتی این آهنگو گوش کردم گفتم داریوش چقده نحسه

ولی حالا که ۹سال از سال ۲۰۰۰ گذشته میبینم که داریوش راست می گفت

کم کم داره همه چی رنگ واقعیت میگیره

تویه تک تک بیت هایه این آهنگ خیلی چیزا نهفته هستش

=========================================================

سال سقوط ,سال فرار
سال گريز و انتظار
عصر شكفتن فلز
سال سياه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بي نهايت زير صفر
نهايت معراج ذهن
انديشه ي تفسير صفر
تو ذهن ماشينهاي سرد
معناي عشق و احتياج
روي نوار حافظه
يعني يه درد بي علاج
سال به بن بست رسيدن
پنجه به ديوار كشيدن
از معنويت گم شدن
تن به غريزه بخشيدن
قبيله يعني يه نفر
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
سال سقوط , سال فرار
سال گريز و انتظار
پاييز تلخ و بي بهار
سال سياه دو هزار
سالي كه خون تو رگها نيست
قلب فلزي تو سينه است
وقتي كه تصویر زمان
شكستگيه آيينه است
قبيله يعني يه نفر
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
تو اون روزايي كه مياد
كسي به فكر كسي نيست
هركي به فكر خودشه
به فكر فرياد رسي نيست
همه به هم بي اعتنا
حتي به مرگ هم ديگه
كسي اگه كمك بخواد
كي ميدونه اون چي ميگه
توي كتاباي لغت
سفيده برگا هميشه
نه دشمني نه دوستي
هيچي نوشته نميشه

اين ناگزيره واسه ما
سير صعودي تا سقوط
هميشه قصه ي صدا
تمومه با حرف سكوت
وقتي كه آيينه ي عشق
سياه بشه زير غبار
وقت طلوع فاجعه است
مي رسه سال دو هزار

+نوشته شده در جمعه 1387/11/18ساعت12:53توسط محسن مارمولک |